كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
68
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
از اتاقهايى ، كه چسبيده به تالار بار بود ، ديوار با مرمرهاى خوبى از تبريز پوشيده شده بود . روى زمين قاليهاى زيبايى انداخته بودند . در ديوارها آينههاى زيبايى از اروپا قرار داشت . همچنين در اين اتاق بيش از ده تابلوى نقاشى از آدم وجود داشت . انتظار نداشتم ، كه در خانه يك مسلمان تصويرى از آدميزاد ببينم . شيعهها به اندازه سنىها از كشيدن تصوير انسانى ابا ندارند . در نسخهء اول كتاب ميرزا مهدى خان پرتره نادر شاه و مغول كشيده شده بود . فقط بايد گفت ، كه نقاشى ايرانيها بد است ، اما رنگهايى ، كه به كار مىبرند زيبا است . بيشتر اين تصويرها لباس ايرانى به تن داشتند . يكى از تابلوها ، تصوير زنى بود ، كه تقريبا تا كمر برهنه بود و تابلويى ديگر زنى را نشان مىداد ، كه تقريبا لخت در حال حمام كردن بود . بعد ما را به حرم « 1 » بردند ، كه ساختمانش هنوز تمام نشده بود و از اينروى كسى در آنجا بهسر نمىبرد . در اينجا اتاقها همه كوچك بودند . در يكى از اتاقها چند ستون كوچك هشتگوش وجود داشت ، كه با آينههاى كوچكى آينهكارى شده بود و چوب كندهكارى شدهء زيبايى فاصلهها را مىپوشانيد . در سقف هم ستارههايى از آينه كار گذاشته بودند . در اتاقى ديگر ، سقف و ديوارها كاملا پوشيده از آينه بودند . بعضى از اين آينهها دو پا ارتفاع داشتند و بزرگترين بقيهء آينهها به زحمت يك پا ارتفاع داشتند . آينههاى اخير و شيشههاى بىرنگ و رنگين پنجرهها در شيراز ساخته بودند . بگلربگ در برج مدورى ، كه در پشت خانه ساخته شده بود مىخوابيد و نگهبانان زيادى از او حفاظت مىكردند . از باغهاى شيراز ، جز باغى كه كريم خان ساخته بود ، هيچ كدام جالب توجه نبودند . در اين باغ و ديگر باغهاى مشرق زمين بهندرت مىتوان ، دنبال نباتى
--> ( 1 ) . ظاهرا منظور ارك كريم خانى است .